درس تفسیر قرآن کریم توسط آمریت دعوت و ارشاد و با تدریس مولوی روحانالدین رشید، برای مسئولان و کارمندان پوهنتون جامعةالمصطفی(ص) ـ افغانستان، هر هفته در روزهای یکشنبه و دوشنبه از ساعت 8:00 الی 8:30 صبح در سالن مسجد پوهنتون برگزار میشود.
سوره مبارکه حمد در جلسات گذشته تفسیر و تبیین شده بود و در ماه حمل سال 1405، آیات آغازین سوره مبارکه بقره توسط مولوی رشید مورد تفسیر قرار گرفت. در این سلسله درسها، معاونان، رؤسا، آمرین و کارمندان پوهنتون اشتراک داشتند و آمر محترم دعوت و ارشاد بهصورت دقیق، عمیق و علمی به تفسیر تکتک کلمات آیات قرآن کریم پرداخت.
وی با اشاره به «الم» در آغاز سوره بقره گفت: در آغاز 29 سوره از قرآن کریم با حروف مقطعه مواجه هستیم که معانی متعددی از سوی مفسران درباره آن بیان شده است. مهمترین دیدگاه نخست، که توسط بسیاری از علما مطرح شده، این است که حروف مقطعه از اسرار الهی است و علم کامل آن تنها نزد خداوند متعال قرار دارد. بسیاری از مفسران مانند فخر رازی و طبری نیز بر همین دیدگاه تأکید کردهاند.
معنای دوم این است که حروف مقطعه بیانگر اعجاز قرآن کریم است؛ یعنی قرآن از همین حروف ساده و معمول الفبای عربی تشکیل شده، اما بشر با وجود در اختیار داشتن همین حروف، قادر به آوردن همانند آن نیست. معنای سوم نیز این است که این حروف رمزی میان خداوند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است و برخی عرفا و مفسران «الم» را رمزی خاص میان خدا و حضرت محمد(ص) دانستهاند.
معنای چهارم این است که این حروف اشاره به اسماء الهی دارد؛ بهگونهای که «الف» اشاره به نام «الله»، «لام» اشاره به نام «لطیف» و «میم» اشاره به نام «مجید» است. معنای پنجم نیز جلب توجه مخاطب است؛ به این معنا که آغاز سوره با این حروف، ذهن مخاطب را هوشیار ساخته و او را برای دریافت پیام الهی آماده میسازد.
مولوی رشید با اشاره به ضمیر «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ» بیان کرد که چرا از «ذلک» که اسم اشاره دور است، استفاده شده است. در اینباره چند معنا ذکر شده است: نخست، تعظیم و بزرگداشت قرآن کریم؛ یعنی این کتاب دارای مقام بسیار بلند و رفیعی است. دوم، اشاره به مقام غیبی قرآن که در لوح محفوظ قرار دارد و از دسترس عادی بشر دور است. سوم، تثبیت عظمت و قطعیت قرآن کریم.
آمر دعوت و ارشاد در توضیح عبارت «لَا رَيْبَ فِيهِ» به مفهوم دور بودن قرآن از هرگونه شک و تردید پرداخت و گفت: «ریب» به معنای شک همراه با اضطراب، نگرانی و تزلزل درونی است، در حالی که «شک» تنها به معنای تردید ذهنی ساده میباشد. بنابراین، «لا ریب» یعنی نه تنها شکی در قرآن وجود ندارد، بلکه هیچگونه اضطراب معرفتی و تزلزل فکری نیز درباره آن راه ندارد.
وی افزود: دلیل اینکه در قرآن کریم هیچ ریبی وجود ندارد، این است که اولاً منبع آن قطعی و وحی الهی است؛ ثانیاً از نظر محتوا، هیچگونه تناقض و اختلافی در آن وجود ندارد؛ و ثالثاً از نظر کارکرد، یعنی هدایت انسانها و بهویژه متقین، کاملاً قابل اعتماد و اطمینانبخش است.
آمر دعوت و ارشاد پوهنتون المصطفی در تفسیر عبارت «هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ» به مفهومشناسی «هدایت» و «تقوا» پرداخت و مطالب ارزشمندی را بیان نمود. وی گفت: هدایت دو نوع است؛ نخست «ارائه طریق» یعنی نشان دادن راه، و دوم «ایصال به مطلوب» یعنی رساندن انسان به مقصد. در قرآن کریم هر دو نوع هدایت مورد توجه قرار گرفته است.
استاد روحانالدین رشید با اشاره به معنای لغوی و اصطلاحی «تقوا»، آن را از ریشه «وقایه» به معنای حفاظت و نگهداری دانست و گفت: تقوا یعنی حفظ نفس از هر چیزی که انسان را از خداوند دور میسازد. وی سپس به مراتب تقوا شامل تقوای عام (ترک گناه)، تقوای خاص (ترک شبهات) و تقوای خاصالخاص (دوری از هر چیزی غیر خدا) اشاره کرد.
وی در توضیح ویژگیهای متقین گفت: متقی کسی است که ایمان به غیب دارد، نماز را برپا میدارد، در راه خدا انفاق میکند، به وحی الهی ایمان دارد و نسبت به آخرت یقین کامل دارد. آنچه در پنج آیه نخست سوره بقره آمده، تنها بخشی از مصادیق تقوا است و در آیات دیگر قرآن نیز نمونههای فراوانی از صفات و اعمال متقین بیان شده است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا قرآن تنها برای متقین هدایت است و نه برای همه مردم، به نکتهای ظریف اشاره کرد و گفت: قرآن کریم برای همه انسانها مایه هدایت است، اما بهرهمندی واقعی از آن تنها نصیب کسانی میشود که روح پذیرش حق را داشته باشند، اهل لجاجت نباشند و در جستوجوی حقیقت باشند. همانگونه که باران بر همه زمینها میبارد، اما تنها زمین آماده و حاصلخیز از آن بهرهمند میشود.